|
امت شماره 14-15 از چاپ خارج شد
مجله وزين امت شماره 1۴-1۵ از چاپ خارج شد
دوستان و عزيزان ارجمند مجله وزين امت که ارگان نشراتي مجمع علمي فرهنگي والعصر مي باشد از چاپ خارج گرديد و مطالب خواندني و جالب در آن وجود دارد. در اين جا به فهرست آن اشاره ميکنيم:
دولت افغانستان و انتظارات مهاجرین؛ فرهنگ و مسئوليتهای فرهنگی؛ احکام حکومتي در سيره نبوي ؛ رابطه ايمان با مبادي رفتار؛ آثار و فضائل ماه مبارک رمضان؛ اصول حاکم بر ساست خارجی ینی؛ شاخصه های برتری پیامبر اعظم؛ تنظیم یا افزایش جمعیت؛ عوامل موثر در تربیت فرزند؛ رابطه ایمان با مبادی رفتار؛ تأملی در ایدئولوژی حزب دموکراتیک خلق؛ گفتگو با والی هرات محترم سید حسین انوری چهارشنبه صوری یا چهار شنبه سوزی
کسی می گوید از لاابالیگری توبه کرد. اهل نماز و مسجد شد. بعد از مدتی یکی از اون پرسید راستی تو که خیلی نوار و فیلم داشتی کجاکردی؟ حالاکه توبه کردی؟ گفت بردم زیر زمین گذاشتم. ای وای چرا نشکستی؟ گفت حیف است! حالا در مورد چهار شنبه صوری یا سوری!!!!!!!!!!!!!! نمیدانم به هرصورت چهار شنبه سوزی! جمهوری اسلامی ایران به برکت خون شهدا شکل گرفت متاسفانه دوقلم را در زیر زمین گذاشت که حیف است. یکی همین چهار شنبه سوزی و آتش و ترقه و مجروح و سقط جنین و اختلال های روانی و زشت شدن پوست و .... و دیگری را شما حدس بزن!!! حالا سوال این است واقعا این ها با چه انگیزه این مراسم که به دل نمیچسپد برگزار می نمایند؟ لطفا راهنماییم کنید؟؟؟؟! شهادن امام رضا (ع) تسليت باد
تقديم به ساحت مقدس امام رضا (ع) ای مرا آرامش جان، زی تو جان آورده ام بندگی را در حضورت ارمغان آورده ام
بار گاهت را پی تعظیم، سر بسپرده ام آستانت را پی ِتشریف، جان آورده ام
خاک کوی مُشکبویت را به مژگان رُفته ام محضرت را روی گرد آلود از آن آورده ام
دردمندم، سر بر این مهر آستان بنهاده ام ریزه خوارم رو بر این گسترده خوان آورده ام
جُرم پنهان گربیابان در بیابان کرده ام اشک پیدا کاروان در کاروان آورده ام
جسم و جانی خسته و فرسوده از بار گناه در جوار رحمتت ای مهربان آورده ام
ذرّه ای را پای بوس مهرِتابان کرده ام قطره ای را سوی بحر بیکران آورده ام
از بدِ ایام و از جور گروهی نابکار با تضرّع رو بر این دارالامان آورده ام
شکوه را بستم لب و بگشادم از دل جوی خون آنچه بودم در نهان، زی تو عیان آورده ام
جان درد آلود و آه سرد و چشمی اشکبار این همه همراه جسمی ناتوان آورده ام
ای سراپا لطف، دریابم که افتادم ز پای دستگیرم شو که بس بارگران آورده ام
گربگردانی تو روی از من کرا روی آورم؟ با امیدی روی بر این آستان آورده ام
آشیان در دستِ بادم، مرغ طوفان دیده ام دل به بوی گل بسوی بوستان آورده ام
دور از این سر سبز گلشن هرگزم روزی مباد آشیان اینجاست، برگ آشیان آورده ام
هر چه دارم از طفیل لطف بی پایان تست گر لبی خاموش و گر طبعی روان آورده ام
گفتن و نا گفتن من با اشارات تو بود بس خطا گفتم که این آوردم آن آورده ام
هم ترا می آورم در ساحت قدست شفیع هم ترا در پیشگاه تو ضمان آورده ام
با کدامین آبرو از رفته ها عذر آورم من که با سرمایه هستی، زیان آورده ام
بر قبول خواهش دل گر مرا دست تهی است دامنی پر درّ و گوهر ارمغان آورده ام
ذرّه ام پیوندم از خورشید کی گردد جدا نیستم، اما زهستی ها نشان آورده ام
نعمت اینم بس که در هر صبحدم چون آفتاب رو به دربار امام راستان آورده ام
این بزرگی بس مرا کز نعمت قرب جوار سرخط آزادگی تا جاودان آورده ام
زادگاهم توس و جان پرورد این آب و گلم خانه زادم برتری زین خاندان آورده ام
دایه، کامم را به نام نامیّت برداشت از آنک در نخستین حرف، نامت بر زبان آورده ام
ای خدا را حجّت و ای هشتمین حجّت به خلق گر قبول افتد زبان مدح خوان آورده ام
خامه عمری خیره رفت و چامه هم، اینک زشوق بی ریا در خدمتت این هردوان آورده ام
بر دهانم خاک! کی یارم ثنایت را به لفظ بلکه این معنی برای امتحان آورده ام
گفتم از الفاظ رنگین زیوری بندم به نظم ای دریغا کاسمان و ریسمان آورده ام
وصف ذاتت در بیان هرگز نگنجد لاجرم از دل امیدوارم ترجمان آورده ام
اشک، یاری کرد و دل شد راهبر این چامه را راستی را سوده دل ارمغان آورده ام
چون مرا در ساحت قدست نمی باشد "کمال" مصرع برجسته ای را نورهان(1) آورده ام
در خراسان پیرو استاد شروانم که گفت: "این گلاب و گل همه زین بوستان آورده ام"
شعر از احمد "احمد کمال پور"، منبع http://www.tebyan.net/Archive/SpecialOccasions/Religious/Year1384/2005/4/7/21705.html رحلت پيامبر گرامي اسلام و شهادت امام حسن تسليت باد
بيست هشتم صفر سالروز رحلت جانگداز پيامبر گرامي اسلام و شهادت امام حسن مجتبي را تسليت مي گويم به همين مناسبت واقعه قبل از رحلت آن حضرت را خدمت عزيزان تقديم مي نمايم:
در يكي از روزهاي بيماري در حالي كه سرش را با پارچه اي بسته بود و علي عليه السلام و فضل بن عباس زير بغلش را گرفته بودند و پاهايش بر زمين كشيده مي شد، وارد مسجد شد و روي منبر قرار گرفت و شروع به سخن فرمود و گفت: مردم وقت آن رسيده است كه من از ميان شما غائب گردم، اگر به كسي وعده داده ام، آماده ام، انجام دهم و هر كس طلبي از من دارد، بگويد تا بپردازم. در اين موقع مردي برخاست و عرض كرد: چندي قبل به من وعده داديد كه اگر ازدواج كنم، مبلغي به من كمك كنيد، پيامبر فورا به فضل دستور داد كه مبلغ مورد نظر او را بپردازد و از منبر پايين آمد و به خانه رفت. سپس روز جمعه، سه روز پيش از وفات خود، بار ديگر به مسجد آمد و شروع به سخن نمود و در طي سخنان خود فرمود: هر كسي حقي بر گردن من دارد برخيزد و اظهار كند، زيرا قصاص در اين جهان، آسانتر از قصاص در روز رستاخيز است. در اين موقع سوادة بن قيس برخاست و گفت: موقع بازگشت از نبرد "طائف" در حالي كه بر شتري سوار بوديد، تازيانه خود را بلند كرديد كه بر مركب خود بزنيد، اتفاقا تازيانه بر شكم من اصابت كرد، من اكنون آماده گرفتن قصاصم. درخواست پيامبر يك تعارف اخلاقي نبود؛ بلكه جدا مايل بود، حتي يك چنين حقوقي را كه هرگز مورد توجه مردم قرار نمي گيرد، جبران نمايد.گذشته از اين چون اصابت تازيانه بر شكم سواده، عمدي نبود ، از اين نظر او حق قصاص نداشته است ، بلكه با پرداخت ديه اي جبران مي گرديد. مع الوصف پيامبر، خواست، نظر وي را تامين كند. پيامبر دستور داد، بروند همان تازيانه را از خانه بياورند، سپس پيراهن خود را بالا زد تا سواده قصاص كند. ياران رسول خدا با دلي پرغم و ديدگاني اشكبار و گردنهاي كشيده و ناله هايي جانگدار، منتظرند كه جريان به كجا خاتمه مي پذيرد؛ آيا سواده واقعا از در قصاص وارد مي شود؟ ناگهان ديدند سواده بي اختيار، شكم و سينه پيامبر را مي بوسد؛ در اين لحظه پيامبر او را دعا كرده، گفت: خدايا! از سواده بگذر، همانطور كه او از پيامبر اسلام در گذشت. اربعین امام حسین را تسلیت می گویم
سرّ ني، در نينوا ميماند اگر زينب نبود === كربلا در كربلا ميماند اگر زينب نبود «اربعين»، استمرار نهضت «عاشورا» 40 روز بعد از حماسه بينظير عاشورا، آنگاه كه كاروان اسرا و دلشكستگان دشت كربلا، به سوي مدينه حركت ميكنند، بر سر راه خويش به سوي ميعادگاه شهداي طريق آزادگي حركت ميكنند و اين بار زينب كبري (س)، حماسه «اربعين» را در تاريخ تشيع، جاودانه ميسازد تا پايههاي ظلم و جور و رياكاري، براي هميشه، به لرزه افتد. ویبلاگ های که با پسوند بلاگفا و پرشن بلاگ باشد در افغانستان فیلتر شده است
در راستاي فارسي زدايي، افغانستان از وبلاگ نويسي فارسي محروم شد اخیرا شرکت مخابراتی افغان تلیکام دو سرور ارائه دهنده خدمات وبلاگ نویسی فارسی، «پرشین بلاگ» و «بلاگفا» را به روی مشترکینی که از خدمات اینترنتی این شرکت استفاده می کنند، فیلتر کرده است. ادامه مطلب پیش آپیش اربعین حسینی را تسلیت می گویم
اربعين در فرهنگ عاشورا
در فرهنگ عاشورا، اربعين به چهلمين شب شهادت حسين بن علي(ع) گفته ميشود که مصادف با روز بيستم ماه صفر است. از سنتهاي مردمي گرامي داشت چهلم مردگان است، که به ياد عزيز فوت شده خويش، خيرات و صدقات ميدهند و مجلس ياد بود بر پا ميکنند، در روز بيستم صفر نيز، شيعيان، مراسم سوگواري عظيمی را در کشورها و شــــهرهاي مختلف به ياد عاشوراي حسيني بر پا ميکنند. عاشقان و پيروان آن امام، در سحال اســـــرار اربعين به ذکر پرداخته و باران اشکبار چشم خويش را با مظلوميت حسين و يارانش پيوند مي زنند. اين راه، راه تداوم عشق است و بي گمان هيچگاه بي رهرو نخواهد بود. نخستين اربعين در نخستين اربعين شهادت امام حسين (ع)، جابر بن عبدالله انصاري و عطيه عوفي موفق به زيارت تربت و قبر سيد الشهدا شدند. بنا به برخي نقلها، در همان اربعين، کاروان اسراي اهل بيت (ع) دربازگشت از شام و سر راه مدينه، از کربلا گذشتند و با جابر ديدار کردند. البته برخي از مورخان نيز آن را نفي کرده و نپذيرفته اند، از جمله مرحوم محدث قمي در «منتهي الامال» دلايلي ذکر ميکند که ديدار اهل بيت از کربلا در اربعين اول نبوده است. به هر حال، تکريم اين روز و احياي خاطره غمبار عاشورا، رمز تداوم شعور عاشورايي در زمانهاي بعد بوده است. |
|

